نمیخوام غمگین بنویسم ولی این روزام واقعاغم داره

خیلی ضعیف شدم زود عقب میکشم 

هیچ وقت روزی رو تصور نمیکردم که خانواده پشتم خالی کنن هیچ وقت 

شب قبل کنکورم بابام بهم گفت واس ما کنکورت مهم نیس سلامتیت مهمه

ولی همش حرف بود الان خلی راحت پشتم خالی کردن با حرفاشون با رفتارهای تحقیر کننده بانیش وکنایه 

اره ایندم براشون مهمه ولی نباید این اینجوری بهم بگن

حرف بقیه یک طرف حرف خانوادت ی طرف

بعضی وقت ها جدی کم میارم!

دلم از خودم گرفته ک انقد راحت اجازه دادم تحقیر بشم 

انقد بی ارزش بشم اره الان ارزش ادما ب رتبه کنکورشون

انتظار ندارین ک الان بخوام ب هدفم امیدوار باشم 

اعتماد ب نفس وخود باوری داره ب صفر میل میکنه

کاش همون موقع میزدم پرستاری ومیرفتم

کاش توتکمیل ظرفیت ی رشته چرت میزدم ومیرفتم

این هم درد وغم خارج از ظرفیت اون دختر ته تغاری ونازک نارنجی هسش

این روزا اخر شبا کارم فقط شده گریه کم اوردم بدجور

خدا میگن قرار ی روزای خوبی بیاد؟؟؟راسته؟من و روزای خوب بهم نمیایم