زمان خیلی سریع داره میگذره 
انگار همین دیروز بود جواب نتایج کنکور اومد وگفتم اگه بمونم میترکونم
انگار همین دو روز قبل بود که میگفتم اگه 2ماه مونده بود ب کنکور کلی از وقتم استفاده میکردم 
از وقت کنکور 96هم 4ماه مونده ی وقت فوق العاده خوبی که میشه خیلی چیزا رو تغییر داد خیلی ها تو همین زمان کم استارت زدن موفق شدن پس توام میتونی
سال 95 هم داره اخرین نفساش میکشه 
امسال سال خوبی نبود ولی در کنارش بدم نبود 
امسال خدا فرصت دوباره داد که بخوام تلاش کنم نمیگم از همه ی توانم استفاده کردم چون قطعا انسان اگه بخواد همه توانش بزاره غوغا میکنه ولی خوب نسبت به سال قبل بهتر خوندم بااینکه امسال مستر ب دنیا اومد خونه رو هوا بود
دیگه امسال هر چی قسمت و حکمت باشه قبول میکنم ومیرم وپرونده ی کنکور واس همیشه میبندم  اگه خدا بخواد:)

هفته ی بعد عقد دوستم :)
طی این دوسال تمام اطرافیان مزدوج شدن فک کنم اگه یکسال دیگم بمونم خودمم ازدواج کنم دی:)
این روزا دنبال اینم که بتونم اردوی نوروزی شرکت کنم 
حوصله ی هیچ کدوم فامیل واظهار نظارتشون ندارم خدا کنه که اردو توی شهرمون برگزار بشه با دنیا اومدن مستر به اندازه کافی وقتم تلف شد سر رفت وامد فامیل دیگه حوصله ی این یکی رو ندارم
پارسال همون عید کل برنامه هام بهم زد خدایش خیلی رسم مذخرفیه صبح ما میریم خونه فامیل عصرش اونا میان ینی چی مثلا؟
متاسفانه مامان منم که تابع اینکه خونه همه عمو وعمه ها باید برم و پارسال هم مامانم خیلی اذیت کرد واس هر مهمونی صدا میزد بیا فلانی میخواد ببینتت :(
خدایا امسال رو ختم ب خیر کن...
و واس خرید عیدم که فقط ی مانتو خریدم اصلا دیگه ادم واس عید ذوق وشوقی نداره 
ی سریال نشون میده شبکه 1گاهی اوقات نگا میکنم پرستاران 
واقعا شغل سختی هستش پرستاری کلا نظرم در مورد این رشته تغییر داداین سریال 
راستی مستر هم بزرگ شده ویاد گرفته لبخند ژکوند بزنه وهر از گاهی صدا هایی از خودشم در میاره تاریخی اصن