کتابم باز میکنم تورق سریع کنم 
همزمان با ورق زدن کتابام  این یک سال دقیقا مثل یک فیلم از جلو چشمام میگذره 
ورق که میزنم تمام اتفاقات از جلو چشمم میگذره
بعضی جاها خودم تشویق میکنم 
بعضی وقت ها سرزنش 
وحس خوبی نیست
مثل قیامت میمونه 
اینکه میگن نامه ی اعمال میدن دستمون 
و تصویر حقیقی اعمالمون میبینیم 
دقیقا الان همچین حس رو دارم 
وپر از افکار اشفته ...
یادمه شب های قدر فقط وفقط ازخدا خواستم اون راهی رو جلو پام بذاره که ب خیر وصلاحمه وعاقبت ب خیر من تو اون رشته باشه 
جدایی از علاقه و رویاهام وارزوهام
نمیگم همه تلاشم کردم چون همه ادما اگه قرار باشه همه تلاششون کنن خیلی فراتر از رویاهاشون میرسن وانسان تلاشش محدود نیست 
ولی واقعا خوندم 
معنی که وقتی پشت کنکوری بودن شرو کردم حتی امید نداشتم که رتبهم نصف کنم والان رتبم از نصفم نصفم کمتر میاد 
وقتی همه مخالف موندنم بودن 
وفقط خودم خودم واس این راه مصمم بودم 
و وجمعه پرونده ی کنکور واس همیشه تو زندگیم میبندم 
فارغ از علاقه وارزو ورویایی که واسش داشتم ونشد