روزا چه به سرعت میگذرن 
منم دچار مثلث برمودای خودم شدم 
کل زندگیم خلاصه میشه تو دیدن فیلم هایی که لیمو معرفی میکنه
خوندن ناطور دشت
گرفتن گوشی تو دستم (تلگرام و وبلاگ خونی)
گاهی اوقات خیلی احساس تنهایی میکنم :/
ولی خوب این تنهایی می ارزه به بودن ادمآهای بی ارزش
امسال ک موندم پشت کنکور ارتباطم با دوستام خیلی محدود کردم 
بعد کنکورم قشنگ ی صافی برداشتم دوستام گلچین کردم 
واقعا چه لزومی داره آدمی که حس بد بهت میدن تو زندگیت نگه داری؟
واقعا رفتاری ک از پ دیدم رو فراموش نمیکنم !
چندین بار بهم نیش وکنایه زده بود ولی این اخری خیلی بهم برخورد خیلی و فردای کنکور وقتی پی ام داد کنکور بپرسه جوابش ندادم و دیگه ام تو جمعایی ک اون باشه شرکت نمیکنم قطعا:)
خوب دوست های من اکثرا تو همین شهر بغل دستی دانشجو شدن و اکثراشون امسال ترم تابستونی برداشتن وقرار شد طی هفته ی بعد منم برم شهر دانشجویی شون و یک روز دور هم باشیم با 4تاشون مطمئن هم ک حسابی خوش میگذره و در خواست اکید کردم ک پ نباشه :/یکم غیبت کنم خیلی پز رشته اش میده مطمئن هم اونم ک بیاد ی زخم زبونی دوباره در مورد پشت کنکوری بودن میزنه ک کل روزم خراب میکنه 
درحالی ک بقیه دوستام اصلا این شکلی نیستن حتی اونایی ک پزشکی میخونن چه برسه ب پیرا
اگه خدا بخواد به احتمال 99% امسال منم تو همون شهر دانشجو بشم:)
فک کنم تجربه جالبی باشه :)