کد رشته ها رو میزارم کنارهم میچینم 

پیرا ها  وپایین تراش ی جوری ک دیگه نمیخام بمونم پشت کنکور 

با چن نفر صحبت میکنم با دبیرام 

اون روز رفتم اقای سین رو دیدم دبیر شیمیم گفت من تورو میبینم ی غم بزرگ تو دلم میشینه این جایی ک الان هسی مال تو نیست کاش رتبه ات بهتر میشد

راستش دلخور شدم از حرفش :( شدم آینه ی غم معلمام 

با آقای جیم هم حرف زدم ی رشته ای رو ب سرم زده ک بخونم ک خیلی دهن پر کن و احتمال زیاد دانشگاه های تهران رو میارم واسش ولی نمیدونم تهش چی بشه و تو اولیت بندی ب پیراها حتی الویت بدم یا نه 

جالب اینکه من از اول نه رویای پزشکی داشتم نه رویای تهران بودن بر خلاف همه:(

من تو کل شاخه های تجربی داروسازی رو دوست داشتم و خداییش واس تک تک درسام ودرصدام برنامه داشتم براش و زمین خونده بودم و عاشقانه رو شیم وقت گذاشتم ولی سرجلسه وقتی دیدم اون یکی درصدام درحد مطلبوب نرسیده زمین نزدم 

اصلا انگار ی نفر دیگه رفت بود سر جلسه ب جای من

الان ک نگاه میکنم من اصلا علاقه آی ب کار تو محیط بیمارستان و اینا ندارم ک 

صرفا اسم تجربی رو این همه مدت یدک کشیدم 

صرفا سر اینکه پیرا و پزشکی آینده شغل داره ومیشی خانوم خودت و حقوق بگیر خدا سر شاهد فقط بخاطر همین و گرنه الان ک نگا میکنم ذره ای علاقه نیست 

صرفا سر چشم وهم چشمی ک چرا فلانی بشه اون کاره من نشم

یادمه چقد خودم کشتم تا معدلم ب تجربی برسه چون مدرسه ی ما معدل های پایین تر از 19/50هدایت میکرد مدارس عادی 

الان رسیدم ب اینکه داداش اشتب زدی 😂

من باید الان عکاسی میخوندم و دوربینم تو دستم بود 

نه اینکه کد رشته ی تجربی بگردم :(

اعتراف کنم دلم می‌خواست ک الان حداقل حداقل دوسال قبل بود ولی فکر و ذهن الان داشتم 

همین:(