خیلی دلم گرفته الان ک نگا میکنم 20سالمه 

نه ب اندازه هم سن سالام تفریح کردم 

نه ب چیزی ک میخواستم رسیدم 

نه حتی کسی رو ک دوسش داشتم الان دارم 

دیگه انقد خستم ک نه ب تلاش کردن دوباره میتونم فک کنم 

نه میتونم راضی شم برم 4سال رشته ای رو بخونم ک علاقه ای بهش ندارم 

خلاصه خیلی خستم خیلی خیلی خیلی 

نمیدونم چرا الان اینجام 

لابد فردام ک دانشگاه شرو شه علاوه بر اینکه باید برم کلاس رشته ای ک بهش علاقه ندارم 

باید برم دوستایی رو ببینم ک از دانشکده پزشکی و دندون خارج میشن یا 

بعد من دوسال بعد باید برم ی رشته ی چرت بخونم 

یا باید کسی ک دوسش داشتم با عشق جدیدش ببینم ک احتمالا ب ریش منم بخنده ک دوسال خر زدی اخرشم اومدی داری ی رشته ی پایین تر از من بخونی 

همه اینا مثل ی وزنه 100کیلویی داره رو دلم سنگینی میکنه

جالبه تو این مسیر کسایی رو میبینم ک نصف منم تلاش نکردن ولی الان اوضاع شون بهتر از منه

مثل مث نسیم ک هم ب کسی ک دوسش داشت رسید از اردیبهشت هم شرو کرد واس کنکور ریاضی خوند والان1000اوردن

یا دختر عمه ام ک عیدش مسافرت رفت و ماه رمضون مهمونیش رفت الانم  ک رشته ای دوست داشت رو تو انسانی قبول میشه 

و من با تلاش هزار برابری باید غصه بخورم