این روزا با خودم عجیب درگیرم عجیب 

انقد تو ذهنم با خودم حرف میزنم انقد حرف میزنم ک بغضی وقت ها ذهنم از این همه حرف خسته میشه

من از موقعی ک یادم میاد مامان و بابام با هم اختلاف داشتن و این روزا این اختلاف داره به جدایی منجر میشه:(

هیچ وقت از این مورد حرف نزدم تو وبلاگم

ولی فشار این اختلاف 

با وجود ناکامی من تو کنکور 

و شکست عاطفی ک داشتم و هنوزم فراموش نمیشه برام ک قطعا اختلافات خانوادم و خلا هایی ک داشتم  ب وجود اومدنش بی تاثیر نبوده

داره این روزا مغز استخوانم رو میسوزونه